کاش بلد نبودیم بنویسیم آب
انگاه به آب برای تنگ ماهی
و به باد برای بادبادکم می اندیشیدم
نه به اشک هایم که باید شسته شود با آب
و خشک شود با باد
سکوت
کاش بلد نبودیم بنویسیم آب
انگاه به آب برای تنگ ماهی
و به باد برای بادبادکم می اندیشیدم
نه به اشک هایم که باید شسته شود با آب
و خشک شود با باد
اما آرزوم نبودی فکر می کردم از آسمون باید بیاد یه روزی اون
تا آرزوم بشه تموم یه اشتباهی کردمو دل تو رو شکستمو نمیبخشم خودمو
حالا پشیمون شدمو می خوام تو باشی پیشمو حق داری که نبخشیم
شرمندتم که ستاره داشتمو دنبال اون میگشتمو شاکی از بودم که من
ستاره ای ندارم
ستاره بود تو مشتمو تکیه میداد به پشتمو احساسشو می کشتم احساستو میکشتم
رسمش نبود تو سختیا تو هم یه جور عذاب شی
با رفتنت برای من سوال بی جواب شی
قرار نبود اول راه تحملت تموم شه
حالا که محتاج توام بودنت آرزوم شه
هرچی که داشتم یک شبه رفتی ازم گرفتی
دلخوش عشق تو شدم رفتی اونم باغم گرفتی
سهم من از خاطره هات گلای پرپرت بود
رفتن بی خداحافظی ضربه آخرت بود ......
گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست / گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست
رفتی و خدا پشت و پناهت ، به سلامت / بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست . . .
امشب به یادت گریانم گرچه ز دیده ات پنهانم
گرچه به ظاهر خندانم ، اما از درون نالانم . . .
یاهو برام اف بذار
داخل آی دی topoli_mopoli_22 برات اف گذاشتم .
منتظرم
ممنون .![]()
منتظر آف هات هستم .
خداحافظ
شاید دباره برگشتم
وسیع مثل بال آسمان باشی
خدا کند عزیز! مثل دریاها
صبور،ساده،پاک وبیکران باشی
پرنده باش،همرها که همواره
گشوده بال تا به کهکشان باشی
همیشه سبز،استوار و افتاده
و از قبیله صنوبران باشی
به من بگو! چگونه می شود اینقدر
تو با گل و نسیم،همزبان باشی؟
دعای من هیشه مهربان! این است
((خدا کند همیشه مهربان باشی))
•»··.•(¯`·••·´¯)•.··«•
توی قصه ها همیشه یکی بود یکی نبود
اگه قله ای بود حتما گرگی بود..........!!!!!!
اونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم
کاشکی اینو از اول فهمیده بودم........!!!!!!
میگفتی عشقت منم تا همیشه
ولی نگفتی یه روزی این حرفت دروغ میشه
تو رفتی ولی دل منو با خودت نبردی
میدونم یه روزي پشیمون برمیگردی.......!!!!!
بعد رفتنت من با دل شكسته مونده بودم
توی دشت سکوت داد میزدی اما من اونجا نبودم
بعد رفتنت دیگه جائی واسم نموند
رفتم از این دیار و فقط جای پام واست موند....!!!!!
باشه دل من به درک ولی رسم وفا این نبود
با گذشت اين همه سال جاي پات رو دلم مونده بود
واسه فراموش كردنت خاطرات با تو بودن و به باد سپردم
ولي نتونستم فراموشت كنم آخر از عشق تو مردم...!!!
•»··.•(¯`·••·´¯)•.··«•
جناب آقای sjm ببینم الان شاید موقعیت ما نثل هم باشه هرچند می دونم من خیلی بدترم ولی بازم به هر حال شما هم دانشگاه میری پس من بگم بهت بد نمی گذره در ضمن من الان 4 -5 سال تو این کارم بلاخره یه سابقه ای دارم که برا سخنرانی فرستادنم رامسر سخنرانی درمورد نجوم بود . راستی یادم رفت بگم از اینکه بازم به یادم هستی و بهم سر می زنی خوشحالم البته حیرت زده و متعجب هم هستم . فعلا خداحافظ راستی مواظب خودت باش
خواستم برم از اینجا اما پاهام نیومد. پامو بردم ولی حیف دلم باهام نیومد..دیدم ولی دل من با رفتنم شکسته فکر کرده برمی گردم باز منتظر نشسته..گفنم دل دیونه کی قدرتو میدونه؟وقتی نباشی واست کی منتظر میمونه؟ برای موندنه من دیگه نمونده جایی .می خوام بخونم اما واسم نمونده نایی.
دارم میمیرم از غم دوری،تو بی خیالی غرق غروری .
سهم تو از من ودلم ولی بی من بود،سهم من از تو فقط یه گوشه جون کندن بود.این منو یاد تو و چشمای لبریز از اشک . این تو و شرم نگاه و لکنت حرفامون. این من و سادگی و عشقی که اندازه نداشت . این تو و تنها گذاشتن من بی هم زبون
خیلي سخته بغض داشته باشي ٬اما نخوايي كسي بفهمه!!
خيلي سخته عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني!!
خيلي سخته سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري!!
خيلي سخته روز تولودت همه بهت تبريك بگن٬ جز اوني كه فكر مي كني بخاطرش زنده اي!!
خيلي سخته به خاطر يه نفر غرور تو بشكني ٬بعد بفهمي دوستت نداره!!
خيلي سخته همه چيز تو به خاطر يه نفر از دست بدي!! اما اون بگه نمي خوامت !!!
وقتی دلتنگ شدی به ياد بيار کسی رو که خيلی دوستت داره.
وقتی نااميد شدی به ياد بيار کسی رو که تنها اميدش تويی.
وقتی پر از سکوت شدی به ياد بيار کسی رو که به صدات محتاجه.
وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسی رو که توی دلت يه کلبه ساخته.
وقتی چشمات تهی از تصويرم شد به ياد بيار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند ميزنه.
وقتی به انگشتات نگاه کردی به ياد بيار کسی رو که دستای ظريفش لای انگشتات گم ميشد.
وقتی شونه هات خسته شد به ياد بيار کسی رو که هق هق گريش اونها رو می لرزوند.
نمي دونم چي بگم فقط ديگه برگشتم
سلام به همه بروبچه های وب نویس امروز خیلی حالم گرفته یعنی می دونید خیلی ناراحتم . امروز یه نفر به عنوان همکار برام درد و دل کرد . خیلی دلم واسش سوخت . می گفت 5-6 سال با یه دختر دوست بودم که خیلی هم همدیگه رو دوست داشتیم تا اینکه رفتم سربازی وقتی اومدم نامزد کرده بود . وقتی که گفت یادم به یکی از دوستام افتاد که اونم دوستش رفت سربازی و از اون موقع به بعد رابطشون به هم خورد . من خودم به عنوان یه دختر عاشق سربازی بودم و همیشه می گفتم ای کاش دختر ها هم میرفتن سربازی . اما حالا ......... . اونی که برام درد و دل می کرد گفت اگر سربازی نبود اینجوری نمی شد . همش تقصیر این سربازی لعنتی بود . حالا یکی جواب منو بده چرا اینجوری می شه ؟ چرا عاشقا به هم نمی رسن ؟ چرا سرنوشت بازی زندگی رو ابنجوری می نویسه ؟ یکی جواب منو بده تقصیر کیه ؟ سربازی ؟ آدما ؟ یا سرنوشت ؟ کی این وسط مقصره ؟ خدایا چرا اینجوری میشه ؟
آقای دکتر علی شریعتی یه مطلبی گفته بود که هر وقت مخوندم می گفتم دروغه ولی حالا بهم ثابت شده . دکتر شریعتی گفته :
اونی که تو دوسش داری تو رو دوست نداره ، اونی که تورو دوست داره تو دوسش نداری ، و کسانی که همدیگه رو دوست دارن به رسم بازی سرنوشت به هم نمی رسن .
حالا خودم هم به این حرف دکتر شریعتی رسیدم و بهم ثابت شده .
آخه چرا ؟ چرا رسم دنیا بی وفاییه ؟ چرا دل ما رو می شکونه ؟

به ایدیت با همون آیدی که برا خودمون ساختیم اف گذاشتم بر حتما ببین
تو که اینجوری گفتی پس حتما امیدی هست و خوب می شی
امیدوارم ................
تو از کجا می دونی فراموشت کردم اتفاقا الان بیشتر به فکرتم . یه چیزی بگم ؟
.
.
.
همه می گن که تو به من دروغ گفتی
اما خودم ...................
حالا که به وبم سر میزنی
منو از حال خودت با خبر کن
هر روز برای خوشبختیت دعا می کنم
شاید تو منو دوست نداشتی یا ........
به هر حال امیدوارم هرجا هستی و با هر کس هستی خوشبخت باشی
ولی میدونی ؟ تو منو داغون کردی اگه منو ببینی .........
اصلا دیگه از اون شور و هیجان و شادی که داشتم خبری نیست
راستی تو واسه من دعا می کنی ؟؟؟؟؟؟